منتشر شده در :  ۱۶ آبان ۱۳۹۶
ساعت:  ۱۲:۰۲:۴۱


فرهاد پردخته؛

«اربعین حسین (ع) را بفهمیم»

امروز عده ای با هر ترفندی بخاطر متاع دنیایی، حجاب از آبرویت برمی دارند و بی آن که خود بخواهی، برهنه ات می کنند تا مانند گردو بهتر شکسته شوی… اما غافل از این که این بنده کوچک نیست که سیاه می شود ، آنچه سیاه می شود روی او نیست، بلکه دست آنهایی سیاه می شود، که با کرامت انسانی آفریدگار از بنده او آبرو می ریزند!

به گزارش سرویس یادداشت «لاهیجان»، فرهاد پردخته فعال رسانه ای شرق گیلان در آخرین یادداشت خود به مناسبت اربعین حسینی نوشت: تنها متولد شدن ، تنها زندگی کردن و تنها مردن سخت نیست !

تحمل زخم ها و ترکش های بعد از دفاع مقدست سخت است حسین جان، «حسین منی و انا من حسین احب الله من احب حسینا حسین سبط من الاسباط؛ حسین از من و من از حسینم؛ دوستدار حسین محبوب خداست ؛ حسین امتی از امت‌ها است.» حدیثی از پیامبر(ص) است و فقط تعلق به مذهب شیعه ندارد. رنگ محوری اربعین نیز بر حول محور توسعه محبت اهل بیت(ع) و به ویژه محبت امام حسین(ع) خواهد بود. امام حسین(ع) خودشان می فرمایند«هر کسی ما را دوست بدارد از خاندان ما خواهد بود» برای این دوست داشتن قیدی مطرح نشده است و این دوست داشتن، دین، مذهب، قومیت، نژاد و … نمی شناسد. عشق به حسین(ع) عشقی الهی، انسانی و جهانی است.
رمز نو شدن را باید دانست وگرنه بهار همیشه یک فصل تکراری ست… امروزه عده ای از آدم ها در هر بهاری بعداز دعای تحویل سال می نشینند تا برنامه بازی با آدم هایی را طراحی کنند؛ تا چند صباحی بازی کرده باشند! به فرزندانمان در کودکى وقت بیشترى براى عروسک بازى بدهیم تا وقتى بزرگ شدند ، از آن دست آدمها نباشند که با آبروی آدم ها و بعضاً جامعه و دین بازى می کنند.

امروز دیگر آدم های گرگ صفت نه صدایشان را نازک می کنند و نه دستانشان را آردی، براحتی گرگ بودنشان را هم نمی توان اثبات کرد چون کاملاً در لباس نه بظاهر آدمییند !

امروز رهبر ما و بسیاری از افراد انقلابی جا مانده در پشت موانع جاهلیت جاهلان و بی بصیرتان زمانه، دردی مانند درد امام حسین (ع) دارند؛ امام حسین (ع) بیش از آب، تشنه ی لبیک و بصیرت جویی بود … اما افسوس به جای افکار الهی اش ، بیشتر زخم های تنش را نشانمان دادند… و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند….
در دنیایی که عده ای عده ی دیگر را گوسفند می انگارند و خود را گرگ، باید چوپانی شد و هی نی زد و هی نی زد، دنیایی که خیلی ها می خواهند جای یکدیگر را بگیرند .. بی آن که بدانند هیچکدام شان چند صباحی دیگر جایی در این دنیا نخواهند داشت، چون در بازی دنیا خود را در پس کوچه های غفلت گم کرده اند و آخر کار را هم (که مرگ باشد) باور ندارند!!!
امروز عده ای با هر ترفندی بخاطر متاع دنیایی، حجاب از آبرویت برمی دارند و بی آن که خود بخواهی، برهنه ات می کنند تا مانند گردو بهتر شکسته شوی… اما غافل از این که این بنده کوچک نیست که سیاه می شود ، آنچه سیاه می شود روی او نیست، بلکه دست آنهایی سیاه می شود، که با کرامت انسانی آفریدگار از بنده او آبرو می ریزند!
آری امروز سرمشق های آب – بابا یادمان رفت؛ رسم نوشتن باقلم های کوچک یادمان رفت؛ شعرخدای مهربان راحفظ کردیم، اماخدای مهربان را یادمان رفت!!!
«آقا» چندیست ز یاران قدیمی خبری نیست؛ از آن همه خوبی و محبت اثری نیست؛ چشمم به در و گوشم به آسمان ؛ دلتنگ توایم در کوچه تنهایی ما رهگذری نیست!
امروز در این دیار به کسی که بتواند اندوه پنهان شده در لبخندت را، عشق نهان در عصبانیتت را و معنای حقیقی سکوتت را… درک کند و قابل اعتماد باشد دیگر براحتی چنین آدمی را نمی توان یافت و این درد همچنان بی پایان و باقی است.

ولی با همه ی دردهای بی درمانی که داریم، یقینا راه پر افتخار امام حسین (ع) تا ظهور منتقم خون شهیدان کربلا ادامه خواهد داشت و پاسداشت اربعین حسینی که هدف از بزرگداشت آن ، همانا یادآوری اهداف آن امام آزادی خواه و پرچمدار شرافت و گرامت انسانی و احیاگر امر به معروف ونهی از منکر است، تا قیام قیامت ادامه خواهد داشت؛
امروز باید بدانیم که در همیشه ی تاریخ در کدام صف قرار داشته و داریم، صف حسینیان یا صف یزیدیان؟!
از آنانی هستیم که بسم الله می گویند و حسین سرمی برّند یا از آنانی که بسم الله می گویند و با یزیدیان زمانه پیکارمی کنند!
(اربعین حسین را بفهمیم)

پایان پیام/

کانال تلگرام لاهیجان