منتشر شده در :  ۱۶ دی ۱۳۹۶
ساعت:  ۱۱:۲۵:۵۸


سیدمرتضی میرحسینی؛

برگی از تاریخ؛ نبرد قاجارها در لاهیجان

سرانجام در بحبوحه‌ی جنگ‌های داخلی ایران، آزادخان با سپاهی بزرگ از نواحی غربی وارد گیلان شد و محمدحسن‌خان هم که خطر را احساس کرده بود، جنگجویان ایل را فراخواند و با گذر از تنکابن و رودسر و لنگرود، جایی نزدیک لاهیجان اردو زدند.

به گزارش سرویس تاریخ «لاهیجان»، سیدمرتضی میرحسینی در جدیدترین یادداشت خود با عنوان «نبردقاجارها در لاهیجان» نوشت: در آخرین روزهای بهار سال ۱۱۲۶ خورشیدی، نادرشاه افشار به دست چند تن از سرداران سپاهش کشته شد و وارثان او برای تصاحب تاج پادشاهی ایران به جان هم افتادند. اما بعد از چند سال نبرد و خونریزی، کسی بر دیگری پیروز نشد و قدرت از خاندان افشار بیرون رفت. ایران هم میان مدعیان دیگر سلطنت تجزیه شد و تا مدت‌ها رنگ آرامش و امنیت و ثبات را به خود ندید. گیلان نیز مانند دیگر ایالت‌های کشور ما چند بار میان جنگ‌سالاران زمانه دست به دست شد و در نهایت به اطاعت کریم‌خان زند درآمد. در گذر از این دوره‌ی خونین و پرالتهاب، پدران ما شاهد چند نبرد در این منطقه بودند که یکی از آن‌ها در گوشه‌ای از شهر لاهیجان روی داد.
در آن روزها مردان جاه‌طلب زیادی برای رسیدن به تاج و تخت تلاش می‌کردند و چنان که در کتاب «از نادرشاه تا آقامحمدخان» نیز آمده، آن دوره عصر اتحادهای نیم‌بند و سست، پیمان‌های شکننده و نبردهای بی‌امان بود. اما چند مدعی قوی‌تر از دیگران بودند و فقط چهار نفر از آن‌ها واقعاً توان رسیدن به فرمانروایی بر سراسر ایران را داشتند؛ محمدحسن‌خان رئیس ایل قاجار، آزادخان افغان حاکم آذربایجان، علیمردان‌خان بختیاری و آخر از همه کریم‌خان سرکرده‌ی طایفه زند بود؛ از دوتای آخری که بگذریم، محمدحسن‌خان از مازندران و آزادخان از آذربایجان به گیلان چشم دوخته و طمع کرده بودند و برای فرارسیدن فرصت اردوکشی به آن لحظه‌شماری می‌کردند.

اما از این دو مدعی چه می‌دانیم و روایت‌های تاریخی درباره‌ی آن‌ها چه می‌گویند؟ آزادخان افغان یکی از سران سپاه نادرشاه بود[۱] که بعد از فروپاشی امپراتوری افشار رفته‌رفته متحدانی برای خود دست و پا کرد و بی‌سر و صدا بر آذربایجان مسلط شد. محمدحسن‌خان اما ماجرای دیگری داشت. نادرشاه پدر او را کشته بود و خودش در تمام دوران قدرت‌نمایی افشارها در تبعید در استپ‌های ترکمنستان زندگی می‌کرد[۲]. هنگامی که خبر قتل نادرشاه را شنید، مخفیانه به ایران، به مازندران برگشت و راه پدرش را برای تصاحب قدرت دنبال کرد.

سرانجام در بحبوحه‌ی جنگ‌های داخلی ایران، آزادخان با سپاهی بزرگ از نواحی غربی وارد گیلان شد و محمدحسن‌خان هم که خطر را احساس کرده بود، جنگجویان ایل را فراخواند و با گذر از تنکابن و رودسر و لنگرود، جایی نزدیک لاهیجان اردو زد؛ و منتظر حرکت بعدی حریف نشست. چند روز بعد، دو طرف در نواحی مرتفع لاهیجان باهم روبه‌رو شدند. جنگی که با پیروزی محمدحسن‌خان به پایان رسید و آزادخان با به جا گذاشتن صدها کشته مجبور به عقب‌نشینی و فرار شد. البته جزئیات این جنگ را هیچ مورخ و نویسنده‌ای ثبت نکرد و تصویر گویا و کاملی از آن برای آیندگان ثبت نشد.
معمولاً دو عامل را باعث برتری محمد‌حسن‌خان می‌دانند؛ یکی کارآمدی سواره‌نظام او که با مهارت، سپاه دشمن را دور زد و با چند حمله‌ی موثر، کار را تمام کرد؛ و دیگری حمایت بزرگان شرق گیلان از قاجارها؛ انگیزه پشتیبانی پدران ما از قاجارها را در علایق مشترک مذهبی می‌دانند و اینکه محمدحسن‌خان به هواداری از تشیع مشهور بود و اهالی بیه‌پیش ترجیح می‌دادند که یک شیعه در ایران به قدرت برسد[۳]. حتی گیلانی‌ها چند سال بعد به حمایت از آقامحمدخان نیز برخاستند و لشکری از تفنگ‌چیان گیلک، او را در پیروزی بر لطفعلی‌خان زند و در تصاحب تاج پادشاهی ایران یاری دادند.

[۱] می‌دانید که افغانستان تا نیمه‌های دوران قاجار بخشی از خاک سرزمین ایران بود.
[۲] مشهور است که آقامحمدخان، پسر بلندآوازه‌ی او که بعدها تاج پادشاهی ایران را به چنگ آورد و دودمان سلطنتی قاجار را تأسیس کرد، در همین دوران تبعید متولد شد.
[۳] همچنین گیلانی‌ها به شدت از نادرشاه نفرت داشتند و ظلم‌ها و جنایت‌های او ـ درسال‌های پایانی دورانش ـ را فراموش نکرده بودند؛ محمدحسن‌خان هم به دشمنی با نادرشاه شناخته می‌شد و آزادخان به دوستی با شاه افشار مشهور بود.

پایان پیام/

کانال تلگرام لاهیجان