استخر سینو نشرخبر
منتشر شده در :  ۵ مهر ۱۳۹۵
ساعت:  ۰۰:۱۴:۰۰
بازدید :  92 بازديد

درامتداد ناکارآمدی فوتبال در استان گیلان

از آب نقد «سپیدرود» تا «نفت» نسیه تهران

اما اکنون همه ی این حرف ها گذشته است و فوتبال ایران رای به آن داد که استان گیلان بنا به هر دلیلی استحقاق ماندن در بین بزرگان فوتبال کشور و حضور در لیگ برتر ایران را ندارد و باید از بین بزرگان برود. واقعیتی به همین تلخی که هیچ وقت از یادمان نخواهد رفت و همه ی دوستداران مکتب ملوان در سراسر جهان آهی کشیدند و تنها پس سرشان را خاراندند و نوشتیم کاش فوتبال گیلان جای “خاله الماسی” یک “عموی آهنی” داشت.

به گزارش سرویس ورزشی «لاهیجان»، قاسم خوش سیما در یادداشتی درباره وضعیت فوتبال گیلان نوشت: در همین ابتدا ناکارآمدی مدیریت فوتبال گیلان را عبارت از آن می دانیم که استانی با یکی از بهترین آمار کیفی و کمی در خصوص تامین نیروی انسانی ورزش فوتبال کشور (به گواه آمار و ارقام) هم اکنون هیچ جایگاهی در لیگ برتر فوتبال ایران ندارد. روزهایی از فوتبال کشورمان که استان هایی مانند آذربایجان، خراسان و خوزستان هرساله سهمیه جدیدی به سهمیه های قبلی خود اضافه می کنند اما سرزمین گیل و دیلم هرساله تیم های ریشه دار خود مانند ملوان، چوکای تالش، چای لاهیجان، شهرداری لنگرود، سپیدرود و غیره را به ورطه سقوط به دسته های پائین تر هدایت می کند و البته تکلیف تیم های جوانتر مانند داماش هم پر معلوم است.
اما این همه ی ماجرا نیست و داستان ناکارآمدی مدیریت حاکم بر فوتبال گیلان به همین جا ختم نمی شود. فوتبالی که هرگز کسی از خصوصی بودن یا دولتی بودن باشگاه هایش سر در نیاورد و به یاد داریم که همین روزهای گذشته، کهنه زخم مالکیت باشگاه سپید رود دوباره سر باز کرده بود. تیمی با ۴۸ سال قدمت که هنوز کسی به درستی نمی داند مالک آن دولت است یا بخش خصوصی، مجموعه ای که اگر دولتی است پس چرا دست افراد دست به دست می شود و کسانی برای امورات آن خود را به آب و آتش می زنند و چنانچه خصوصی است چرا مدیران دولتی در امور آن دخالت و اظهارنظر می نمایند و باز چنانچه ترکیبی از این دو بخش است پس تصمیم گیر نهایی کیست و در مجموع چه کسی پاسخگوی ناکامی های هرساله فوتبال این استان پرپتانسیل است؟
سوی دیگر داستان ژست های مدیریتی خنده داری است که مجموعه مدیریتی فوتبال گیلان در کشور از خود بروز می دهد. بی شک هیچکدام از مردمی که اخبار تیم های ریشه دار گیلانی را پیگیری می کنند داستان خرید باشگاه نفت تهران در ماه های گذشته را از یاد نبرده اند. داستان فکاهی روزهایی که عنوان می شد فرزندان ملوان شب ها گرسنه سر بربالین می گذارند و از فرط گشنگی تا صبح سنگ بر شکم میبند و همه ی کارنابلدی و کم کاری های خود را به مسائل مالی ربط می دادند. روزهایی که با همین بهانه ها ملوان براساس پیش بینی ها به لیگ دوم کشور تبعید گردید اما با فشار افکار عمومی ناگهان راویان حکایت نمودند دست اندرکاران این تیم در پی خریدن باشگاه نفت تهران هستند تا مرهمی بر دردهای مردم باشد. مردمی که با ملوان، شادی ها و غم های برد و باخت هایش زندگی می کردند چون بسیاریشان هیچ محرکی برای دستیابی به نشاط اجتماعی جزء پیگیری اخبار ملوان نداشتند.
در ادامه کسی داستان خرید باشگاه نفت تهران توسط مجموعه ای که به ظاهر افتادنش محصول بی پولی بود را جدی نگرفت و همان روزها یادداشتی در همین خصوص به رشته تحریر درآوردیم که این بازی را جدی نگیرد چون روشی نخ نما شده برای منحرف کردن افکار عمومی نسبت به وقایع اتفاقیه است و همانگونه نیز شد.
اما اکنون همه ی این حرف ها گذشته است و فوتبال ایران رای به آن داد که استان گیلان بنا به هر دلیلی استحقاق ماندن در بین بزرگان فوتبال کشور و حضور در لیگ برتر ایران را ندارد و باید از بین بزرگان برود. واقعیتی به همین تلخی که هیچ وقت از یادمان نخواهد رفت و همه ی دوستداران مکتب ملوان در سراسر جهان آهی کشیدند و تنها پس سرشان را خاراندند و نوشتیم کاش فوتبال گیلان جای “خاله الماسی” یک “عموی آهنی” داشت.

بگذریم؛ امروز قصه ای از آنچه برماگذشت به شکلی معنا دار در حال تکرار است. روزهایی که به لطف پروردگار، دعای مردم و شاید به خود آمدن مدیران، لااقل اوضاع ملوان و سپیدرود در لیگ پایین تر بد نیست. هرچند چوکا و دیگر تیم ها هنوز در تب کم توجهی ها می سوزند اما تکرار تاریخ برای ملوان و سپید رود اینگونه است که سپیدرود با بهترین خط دفاع لیگ و سکانداری علی نظر محمدی با کسب هفده امتیاز از هشت دیدار در رده سوم جدول قرار دارد و ملوان با هدایت کهنه نامدار فوتبال ایران محمد مایلی کهن – که بالاخره به فوتبال زادگاه مادری خود بازگشته است – از هشت دیدار چهارده امتیاز کسب نموده و با نشستن در جایگاه پنجم بیشتر از چهار امتیاز با صدر فاصله ندارد.
به نظر می رسد با توجه به جوانی نظر محمدی و تجربه کهن مایلی، همچنین حمایت های جانانه هوادارن این دوباشگاه حتی می توان به بازگشت دوتیم گیل به جمع بزرگان فوتبال کشور امیدوار بود ولی نگرانی آن است که باز اخبار ناخوشایندی از مشکلات مالی به گوش می رسد که نمی دانیم چرا در خراسان، اصفهان، آذربایجان و دیگر استان ها وجود ندارد و اگر هم وجود دارد آنان چه می کنند که ما بلد نیستیم؟

در پایان قدر مسلم آن است عقل سلیم حکم می کند حال که هوای هر دو تیم گیلان آفتابی است متولیان مربوطه بر حسب وظیفه کنارشان باشند و به تکالیف خود عمل نمایند و آنچه وجود دارد را حمایت کنند نه آنکه فردا با گرفتار شدن به اما و اگرهای پایان لیگ و چه کنم چه کنم های همیشگی، با خشک کردن آب نقد “سپید رود ” به فکر خریدن ” نفت نسیه ” از تهران باشند که این حناها دیگر برای فوتبال دوستان باهوش گیلانی رنگی ندارد.

پایان پیام/

کانال تلگرام لاهیجان
چای کارمین املاک ملل24